مرتضى مطهري

376

يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )

يادداشت فلسفهء زهد تعريف زهد اول بايد زهد را تعريف كنيم ( 1 ) زهد ظاهراً نقطهء مقابل رغبت است ، اگرچه رغبت معنى واحد ندارد . اگر رغب فيه يا اليه گفته شود معنى ميل را مىدهد و اگر رغب عنه گفته شود معنى اعراض و دورى و بىميلى را مىدهد . ولى چون غالباً رغبت در مورد رغب فيه گفته مىشود ، بايد گفت كه زهد نقطهء مقابل رغبت است . اما تنها جنبهء روانى و بدنى ندارد كه مثلًا اگر كسى از يك غذا خوشش نيايد و نسبت به آن بىميل شود گفته شود كه زهد فيه ، بلكه در موردى است كه انسان به چيزى طبعاً ميل دارد ولى به خاطر يك جهت خاص على رغم ميل خودش آن را رها مىكند . در حقيقت علت اينكه اين ترك و اعراض را زهد مىگويند اين است كه جورى عمل مىكند كه كأنّه ميل و رغبتى به آن ندارد . ولى به حسب اصل لغت ، زهد در مورد بىميلى استعمال مىشود . زهدِ مصطلح عرف كه زندگى زاهدانه در دنيا داشتن ، اين است كه با وجود ميل اعراض كند . گفتيم به خاطر جهت خاص بايد توجه داشت كه حتماً آن جهت خاص نمىتواند چيزى از قبيل مسموميت شىء مورد علاقه باشد كه نوعى اجبار به ترك ايجاد مىكند ، بلكه بايد چيزى از نوع انتخاب كمال مطلوب باشد كه وصول به آن با توجه و تمتع از ماديات سازگار نيست . به عبارت ديگر ، زهد بىاعتنايى [ است ] مانند بىاعتنايى كسى كه به سودهاى بزرگ دسترسى دارد و نسبت به سودهاى كوچك بىاعتناست . منجد مىگويد : زهد فيه و عنه : تركه ، و زهد من الدنيااى تخلَّى عنها للعبادة . تعبير منجد تعبير خوبى نيست ، يك تعبير مسيحى است

--> ( 1 ) رجوع شود به ورقه هاى زهد و رهبانيت و به مقالات « سيرى در نهج البلاغه » شمارهء 23 و 24 .